ستاره باران SEE YOU - آرشیو

ستاره باران SEE YOU - آرشیو
سلام خدمت همه دوستان از اينکه قابل دونستيد و به اينجا اومديد متشکريم

ابزار ساخت متن هاي متحرک

see you

     از نامه سیاه نترسم که روز حشر

                                                               با فیض لطف او صد از این نامه طی کنم


لطفا از تمام مطالب دیدن کنید و نظر بدهید


آخرين ارسال هاي انجمن
عنوان مطلب تعداد پاسخ ها تعداد بازديد ها آخرين پست دهنده
آغاز به کار کسب و کار نوین تهران سوئیت در تهران و سراسر کشور 9 303 farnazz
دوش و چشم شوی اضطراری چه کاربرد هایی دارد? 0 1 lemonn
ساخت سوله چطور انجام می شود؟| انواع ساخت سوله در تهران 0 1 lemonn
تولید نان در دستگاه نانوایی 0 2 lemonn
پاکت انواع نایلون حبابدار در تهران 0 1 lemonn
خرید کمک فنر پراید سایپا در تهران| کمک فنر براتی 0 1 lemonn
کمک فنر آریو زوتی|انواع کمک فنر 0 1 lemonn
فرایند ریخته گری فسفر برنز 0 1 lemonn

برای تهیه کتاب روی عکس کلیک کنید.

 




امتياز : :: نتيجه : امتياز توسط نفر مجموع امتياز :
تعداد بازديد مطلب : 31

[ پنجشنبه ] [ : ] [ گلبرگ ]

[ نظرات () ]

 

برای تهیه کتاب روی عکس کلیک کنید

 




امتياز : :: نتيجه : امتياز توسط نفر مجموع امتياز :
تعداد بازديد مطلب : 30

[ پنجشنبه ] [ : ] [ گلبرگ ]

[ نظرات () ]

بارانی ام را بده

میخواهم به جنگ بروم

کمی با باران سر ستیز دارم

کوله ام مملو از نرسیدن هاست

تا ته جاده ی آمدنت 

راهی نیست

تو که نیامدی

من میرسم اما به تو یا سرابی

که به چشمم تاب انداخت ،شبی

راهی این سفرم

بدون بلیطم کاش قافله ی تقدیر

پیاده ام نکند

از خیالت که بیرون آمدم

پنجره را باز کردم

یک نفر در باران قدم میزد

سایه ای انداخت روی دیوار

خانه ام ، عبوری کرد 

در ذهنم ،چه دلتنگی مغروری

نمیریزد دمی بیرون

و فریادی بر نمی آرد

سکوتی تلخ حاکم شد

که در دل میزند فریاد

نرو با من بمان ،که من

تنهای تنهایم 

در این غربت فقط من مانده ام

با خاطرت،فنجان من یخ میزند

تب من بالا رود ،احساس من

اما چه سود؟؟

خواب من بیدار شو

کابوس تلخی دیده ام من

هم به تو نمیرسم مثل غم که

خانه ات را گم کرده بود

#فاطمه کیانی




امتياز : :: نتيجه : امتياز توسط نفر مجموع امتياز :
تعداد بازديد مطلب : 39

سایه ام ترسیده است

چوب چوپانی به دنبالم دوید

گرگواری ،چشمک زده

گوسفندی را درید

سگ گله استخوان را میجوید

در کناری خسته شد

چوپان،دنبال آدم ها دوید

سوز سردی در تنم

بوی عطرت را دمید

دیوانه شد چوپان

چه سود؟؟

دستِ گرگی جیب سگ پر کرده بود

خون در پیراهن یوسف دمید

چوپان هم چنان 

چوبی به دست 

دنبال آدم میدوید

#فاطمه کیانی




امتياز : :: نتيجه : امتياز توسط نفر مجموع امتياز :
تعداد بازديد مطلب : 37

^^-- / -^-- / ^^-- / -^-

 

شب تلخی آمد و  قلب مرا  زنجیر  کرد

حس شیرین زمینی به دلم  زد گیر  کرد

 

دِلِتَنگم خسته ای مابه توهم شمشیرزدیم

منودل را خسته کرد آن مرا تحقیر کرد

 

تب  تندی  روی  من  ریشه زدی اما چرا؟

تن من تب دار شدی تاکه به من تکبیرکرد

 

به دل آشوبی به پا کرد  دلم  رازی  گرفت

آنِ من هرچی که بودشد بَرِ او  تحقیر کرد

 

پَرِپَروارم بلندست  کِ  مرا پرت  کرده ای؟

نه ندیدی  یارمَرا کُشته یِ این  تقدیر کرد

 

#فاطمه کیانی




امتياز : :: نتيجه : امتياز توسط نفر مجموع امتياز :
تعداد بازديد مطلب : 47

صبر من لبریز شو این کوچه را باران نمی گیرد دگر 

برگ خنجر خورده از پاییز اصلا جان نمی گیرد دگر

 

تشنه مرگم مرا سیراب کن یا خواب کن ساقی من 

زندگی با من سر سازش ندارد هیچ هم آسان نمی گیرد دگر 

 

چشم هایم خشک گشته چون کویری دور از باران تو

اشک هم انگار از من رفته او دامان نمی گیرد دگر

 

در تب عشقی که می سوزاند این قلب مرا جان می دهم 

راه من اما از این رفتن شبی پایان نمی گیرد دگر

 

شد حراسان یار ما با خواندن اسرار ما تنها شدم 

قلب من اما سراغی غیر از آن جانان نمی گیرد دگر

#فاطمه کیانی





ادامه مطلب ...

امتياز : :: نتيجه : امتياز توسط نفر مجموع امتياز :
تعداد بازديد مطلب : 72

ماه خوابیده در تاریکی

غرورم اشک میریزد

پشت پای چمدانت...

مشیری به صدا می آید

کوچه،همین جا حرفش را

قطع کردم

بی تو هم کوچه گذر گاه قشنگیست

که دیدن دارد

تو برو ،رهگذری دیگر...

تو را چه به ماندن...

غصه ی توخوردن ندارد

#فاطمه کیانی




امتياز : :: نتيجه : امتياز توسط نفر مجموع امتياز :
تعداد بازديد مطلب : 49

دل غم گین مرا نیمه شبی دار زدند...!

اخوان خوانده دم از لحظه ی دیدارزدند...!

حرمت عشق شکستند همین اهل هوس

دختران از سر غم تکیه به دیوار زدند...!

تب عشق تو چنان آتشی انداخت به شهر

که سلامت شدگان طعنه به بیمار زدند...!

درس ها داد به من عشق در این شب ها که

چوب حراج به این سینه به اجبار زدند...!

خواب زیبای تو دیدم نفسی آمد و رفت

و طنابی که سر عشق تو را دار زدند...!

 

#فاطمه کیانی




امتياز : :: نتيجه : امتياز توسط نفر مجموع امتياز :
تعداد بازديد مطلب : 61

[ پنجشنبه ] [ : ] [ گلبرگ ]

[ نظرات () ]




امتياز : :: نتيجه : امتياز توسط نفر مجموع امتياز :
تعداد بازديد مطلب : 117

خوش آمدید

برای دیدن مطالب بیشتر به صفحه بعد بروید

مجله اينترنتي دانستني ها ، عکس عاشقانه جديد ، اس ام اس هاي عاشقانه
از ما حمايت کنيد
به s-e-you امتياز دهيد