close
تبلیغات در اینترنت

ادبی - 2

ادبی - 2
سلام خدمت همه دوستان از اينکه قابل دونستيد و به اينجا اومديد متشکريم

ابزار ساخت متن هاي متحرک

see you

     از نامه سیاه نترسم که روز حشر

                                                               با فیض لطف او صد از این نامه طی کنم


لطفا از تمام مطالب دیدن کنید و نظر بدهید


آخرين ارسال هاي انجمن
عنوان مطلب تعداد پاسخ ها تعداد بازديد ها آخرين پست دهنده
آغاز به کار کسب و کار نوین تهران سوئیت در تهران و سراسر کشور 1 41 aahmaad
قیمت آهن 0 3 vahiddgn
برای طراحی لایت باکس به چه چیزی نیاز داریم؟ 0 6 rotary
مبلای قدیمیتونو دور نیاندازیییین 0 5 decorprint
دیزاین اتاق کودک 0 6 decorprint
اعزام دانشجو در مشهد 0 13 vahiddgn
دیزاین منزل 0 16 vahiddgn
دکوراسیون آنلاین 0 11 vahiddgn
دوسـتـان شـرح پـریشـانـی مـن گـوش کـنـیـد داســتــان غــم پــنـهـانـی مـن گـوش کـنـیـد
قـصـه بـی سـر و سـامـانـی مـن گـوش کـنـید گـفـت وگـوی مـن و حـیرانی من گـوش کـنید
شـرح ایـن آتـش جـان سـوز نـگـفـتـن تــا کـی سـوخـتـم سـوخـتـم این راز نـهـفـتـن تـا کـی
روزگــاری مــن و دل ســاکــن کــویـی بــودیـم ســاکـن کـوی بــت عـربــده جــویـی بــودیـم
عـقـل و دیـن بــاخـتــه، دیـوانـه رویـی بــودیـم بـسـتـه سـلـسـلـه سـلـسـلـه مـویی بـودیم
کس در آن سـلسله غیر از من و دل بـند نبـود یک گـرفـتـار از این جـمـلـه کـه هسـتـند نبـود
نـرگـس غـمـزه زنـش اینـهمـه بـیمـار نـداشـت سـنـبـل پـرشـکـنـش هـیچ گـرفـتـار نـداشـت
ایـنـهـمـه مـشـتــری و گـرمـی بــازار نـداشـت یـوسـفـی بــود ولـی هـیـچ خـریـدار نـداشـت
اول آن کــس کـه خــریـدار شــدش مـن بــودم بـــاعــث گــرمــی بــازار شــدش مــن بــودم
عـشـق من شـد سـبـب خـوبـی و رعـنایی او داد رســـوایــی مــن شــهــرت زیــبـــایــی او
بــســکــه دادم هـمـه جــا شــرح دلــارایـی او شـهـر پــرگـشـت ز غـوغـای تــمـاشــایـی او
ایـن زمـان عـاشـق ســرگـشــتــه فـراوان دارد کـی سـر بــرگ مـن بـی سـر و سـامـان دارد
چــاره ایـنـســت و نـدارم بــه از ایـن رای دگــر کــه دهــم جــای دگــر دل بــه دل آرای دگــر
چــشـم خــود فـرش کـنـم زیـر کـف پــای دگـر بــر کــف پــای دگــر بــوســه زنـم جــای دگـر
بعد از این رای من اینست و همین خواهد بود من بـر این هستـم و البـتـه چـنین خواهدبـود
پـیش او یـار نـو و یار کـهـن هـر دو یکـی سـت حـرمت مدعی و حـرمت من هردو یکی ست
قـول زاغ و غـزل مـرغ چـمـن هر دویکـی سـت نغمه بـلبـل و غوغـای زغن هر دو یکی سـت
این نـدانـسـتـه کـه قـدر هـمـه یـکـسـان نـبـود زاغ را مــرتــبــه مــرغ خــوش الــحــان نــبــود
چـون چـنـیـن اسـت پـی کـار دگـر بــاشـم بـه چــنــد روزی پـــی دلــدار دگــر بـــاشــم بـــه
عــنــدلــیـب گــل رخــســار دگــر بــاشــم بــه مـرغ خــوش نـغـمـه گـلـزار دگـر بــاشــم بــه
نوگـلی کـو کـه شـوم بـلـبـل دسـتـان سـازش ســازم از تــازه جــوانـان چــمـن مــمــتــازش
آن کـه بـر جـانـم از او دم بـه دم آزاری هسـت می توان یافت که بر دل ز منش یاری هست
از مـن و بــنـدگـی مـن اگـر اشـعـاری هـسـت بـفروشـد که بـه هر گوشه خـریداری هسـت
بـه وفـاداری مـن نیسـت در این شـهر کـسـی بـنده ای همـچـو مـرا هسـت خـریدار بـسـی
مـدتـی در ره عـشـق تـو دویـدیـم بـس اسـت راه ســد بــادیـه درد بــریــدیــم بــس اســت
قـدم از راه طـلـب بــاز کـشـیـدیـم بـس اسـت اول و آخـر ایـن مـرحــلـه دیـدیـم بــس اسـت
بـــعــد از ایــن مــا و ســـرکــوی دل آرای دگــر بــا غـزالـی بــه غـزلـخــوانـی و غـوغـای دگـر
تــو مــپــنــدار کــه مــهـر از دل مــحــزون نـرود آتـش عـشـق بــه جـان افـتـد و بــیـرون نـرود
وین محـبـت بـه سـد افـسـانه و افـسـون نرود چـه گـمان غـلـط اسـت این ، بـرود چـون نرود
چـــنــد کــس از تـــو و یــاران تـــو آزرده شــود دوزخ از ســردی ایـن طـایـفـه افـسـرده شـود
ای پــســر چــنــد بــه کــام دگــرانــت بــیـنــم سـرخـوش و مـسـت ز جــام دگـرانـت بــیـنـم
مـــایــه عـــیــش مـــدام دگـــرانـــت بـــیــنــم ســاقــی مــجــلــس عــام دگــرانــت بــیـنـم
تـو چه دانی که شدی یار چه بـی بـاکی چـند چـه هـوسـهـا کـه نـدارنـد هوسـنـاکـی چـنـد
یــار ایــن طــایــفــه خــانــه بــرانــداز مــبــاش از تو حیف است بـه این طایفه دمساز مبـاش
می شـوی شهره بـه این فرقه هم آواز مبـاش غــافـل از لـعــب حــریـفـان دغـا بــاز مـبــاش
بـه که مشـغول بـه این شغل نسـازی خـود را این نه کـاری سـت مـبـادا کـه بـبـازی خـود را
در کـمین تـو بـسـی عـیب شـمـاران هسـتـند سـیـنـه پـر درد ز تـو کـینـه گـذاران هـسـتـنـد
داغ بـر سـینـه ز تـو سـینـه فـکـاران هـسـتـنـد غـرض اینسـت که در قصـد تـو یاران هسـتـند
بــاش مـردانـه کــه نـاگــاه قــفــایـی نـخــوری واقـف کـشـتـی خـود بـاش کـه پـایی نخـوری
گر چـه از خـاطـر وحـشـی هوس روی تـو رفت وز دلــش آرزوی قــامــت دلــجــوی تــو رفــت
شـــد دل آزرده و آزرده دل از کــوی تـــو رفــت بــا دل پـر گـلـه از نـاخـوشـی خـوی تـو رفـت
حــاش لــلــه کــه وفــای تــو فــرامـوش کــنـد سـخـن مـصـلـحـت آمـیز کـسـان گـوش کـنـد

 






طبقه بندي: ادبی،
برچسب ها:شرح پریشانی، وحشی بافقی، شرح، پریشانی،
امتياز : :: نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0
تعداد بازديد مطلب : 389

[ سه شنبه 26 فروردين 1393 ] [ 19:55 ] [ گلبرگ ]

[ نظرات () ]

1

حالیا مصلحت وقت در آن می‌بینم

که کشم رخت به میخانه و خوش بنشینم

جام می گیرم و از اهل ریا دور شوم

یعنی از اهل جهان پاکدلی بگزینم

 جز صراحی و کتابم نبود یار و ندیم

تا حریفان دغا را به جهان کم بینم

 سر به آزادگی از خلق برآرم چون سرو

گر دهد دست که دامن ز جهان درچینم

 بس که در خرقه آلوده زدم لاف صلاح

شرمسار از رخ ساقی و می رنگینم

 سینه تنگ من و بار غم او هیهات

مرد این بار گران نیست دل مسکینم

 من اگر رند خراباتم و گر زاهد شهر

این متاعم که همی‌بینی و کمتر زینم

 بنده آصف عهدم دلم از راه مبر

که اگر دم زنم از چرخ بخواهد کینم

 بر دلم گرد ستم‌هاست خدایا مپسند

که مکدر شود آیینه مهر آیینم

2

به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم

بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم

الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد

مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم

جهان پیر است و بی‌بنیاد از این فرهادکش فریاد

که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم

ز تاب آتش دوری شدم غرق عرق چون گل

بیار ای باد شبگیری نسیمی زان عرق چینم

جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی

که سلطانی عالم را طفیل عشق می‌بینم

اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست

حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم

صباح الخیر زد بلبل کجایی ساقیا برخیز

که غوغا می‌کند در سر خیال خواب دوشینم

شب رحلت هم از بستر روم در قصر حورالعین

اگر در وقت جان دادن تو باشی شمع بالینم

حدیث آرزومندی که در این نامه ثبت افتاد

همانا بی‌غلط باشد که حافظ داد تلقینم






طبقه بندي: ادبی،
برچسب ها:حافظ، غزل، غزل حافظ،
امتياز : :: نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0
تعداد بازديد مطلب : 282

[ یکشنبه 25 اسفند 1392 ] [ 17:7 ] [ گلبرگ ]

[ نظرات () ]

1

حالیا مصلحت وقت در آن می‌بینم

که کشم رخت به میخانه و خوش بنشینم

جام می گیرم و از اهل ریا دور شوم

یعنی از اهل جهان پاکدلی بگزینم

 جز صراحی و کتابم نبود یار و ندیم

تا حریفان دغا را به جهان کم بینم

 سر به آزادگی از خلق برآرم چون سرو

گر دهد دست که دامن ز جهان درچینم

 بس که در خرقه آلوده زدم لاف صلاح

شرمسار از رخ ساقی و می رنگینم

 سینه تنگ من و بار غم او هیهات

مرد این بار گران نیست دل مسکینم

 من اگر رند خراباتم و گر زاهد شهر

این متاعم که همی‌بینی و کمتر زینم

 بنده آصف عهدم دلم از راه مبر

که اگر دم زنم از چرخ بخواهد کینم

 بر دلم گرد ستم‌هاست خدایا مپسند

که مکدر شود آیینه مهر آیینم





ادامه مطلب ...



طبقه بندي: ادبی،
برچسب ها:حافظ، غزل،
امتياز : :: نتيجه : 5 امتياز توسط 5 نفر مجموع امتياز : 10
تعداد بازديد مطلب : 247

[ چهارشنبه 14 اسفند 1392 ] [ 9:50 ] [ گلبرگ ]

[ نظرات () ]

1

نام تو

چارشانه توی چارچوب در.

ایستاده ام به تماشا

از تو نمی شود بیرون شد

در تو نمی شود سکوت کرد.

اگر ادامه راه

اتاق آغوش تو باشد

حتماً از تمام پنجره ها

فریاد می شنوم.





ادامه مطلب ...



طبقه بندي: ادبی،
برچسب ها:شهرام، فروغی، مهر،
امتياز : :: نتيجه : 5 امتياز توسط 5 نفر مجموع امتياز : 5
تعداد بازديد مطلب : 259

[ چهارشنبه 14 اسفند 1392 ] [ 9:48 ] [ گلبرگ ]

[ نظرات () ]

آن کس که در هرجا دوستانی دارد، همه جا را دوست‌داشتنی می‌یابد.»
           ضرب‌المثل چینی

«تو اول بگو با کیان دوستی// پس آنگه بگویم که تو کیستی»
           ضرب‌المثل فارسی

«دوست و مگس هردو در تابستان ظاهر می‌شوند»
           ضرب‌المثل آلمانی

«دوستی وصله شده‌ به ندرت به کیفیت سابق باز می‌گردد»
           ضرب‌المثل آلمانی

«وقتی از اخلاق یک فرد سر در نمی‌آوری، به دوستانش نگاه کن!»
           ضرب‌المثل ژاپنی

«هنگام نیاز، دوستان واقعی شناخته می‌شوند.»
           ضرب‌المثل رومانی






طبقه بندي: ادبی،
برچسب ها:ضرب المثل،
امتياز : :: نتيجه : 5 امتياز توسط 5 نفر مجموع امتياز : 10
تعداد بازديد مطلب : 243

[ یکشنبه 11 اسفند 1392 ] [ 18:55 ] [ گلبرگ ]

[ نظرات () ]

اخلاق

علم اخلاق شاخه‌ای از علوم انسانی است که موضوع آن شناخت مصادیق ارزش ها و بیانگر راه های کسب فضائل و ترک رذائل اخلاقی است.در فلسفه اخلاق دربارهٔ خوب یا بد بودن یک امر چند گرایش وجود دارد. یک گرایش تنها در صورتی یک امر را خوب می‌داند که نتیجه‌(ها)یی دلخواه به همراه داشته باشد(نتیجه گرایی/پیامدگرایی/غایت گروی) اما گرایشی دیگر بدون رد نتیجه‌های دلخواه خوب بودن یک امر را ذاتی می‌داند (وظیفه گرایی). برخی از ادیان گرایش دوم در اخلاق را پذیرفته و ادعا می نمایند. در اخلاق دین‌مدار این نتیجه‌ها ممکن است در جهان دیگر که فرامادی است نیز اتفاق بیافتند اما در اخلاق نا-دین‌مدار رخداد نتیجه‌های دلخواه برای مثلا جامعهٔ انسانی تنها در جهان مادی مد نظر است. در این اخلاق ریز الگوهای اخلاقی و این‌که چه اموری نتیجه‌هایی دلخواه برای مثلا جامعهٔ انسانی دارند، ممکن است با اجماع روانشناسان و جامعه‌شناسان برجسته تعیین شود نه متولیان دین.






طبقه بندي: ادبی،
برچسب ها:اخلاق، علم اخلاق،
امتياز : :: نتيجه : 5 امتياز توسط 5 نفر مجموع امتياز : 5
تعداد بازديد مطلب : 245

[ یکشنبه 11 اسفند 1392 ] [ 18:52 ] [ گلبرگ ]

[ نظرات () ]

تقویم تنهایی

جهان در سیاهی خویش می چرخد

این ماه و ستاره تنها

شاعران با چراغ کلمه

به کوچه ها می آیند

و تقویم تنهایی تاریک زمین

خورشیدی می شود.






طبقه بندي: ادبی،
برچسب ها:تقویم، تنهایی، تقویم تنهایی،
امتياز : :: نتيجه : 5 امتياز توسط 5 نفر مجموع امتياز : 5
تعداد بازديد مطلب : 254

[ چهارشنبه 30 بهمن 1392 ] [ 19:39 ] [ گلبرگ ]

[ نظرات () ]

.: تعداد کل صفحات 2 :. صفحه شماره صفحه قبل 1 2

خوش آمدید

برای دیدن مطالب بیشتر به صفحه بعد بروید

مجله اينترنتي دانستني ها ، عکس عاشقانه جديد ، اس ام اس هاي عاشقانه
از ما حمايت کنيد
به s-e-you امتياز دهيد