close
تبلیغات در اینترنت

ستاره باران SEE YOU - 16

ستاره باران SEE YOU - 16
سلام خدمت همه دوستان از اينکه قابل دونستيد و به اينجا اومديد متشکريم

ابزار ساخت متن هاي متحرک

see you

     از نامه سیاه نترسم که روز حشر

                                                               با فیض لطف او صد از این نامه طی کنم


لطفا از تمام مطالب دیدن کنید و نظر بدهید


آخرين ارسال هاي انجمن
عنوان مطلب تعداد پاسخ ها تعداد بازديد ها آخرين پست دهنده
طراحی سایت اندیشه 0 2 forouzan99
طراحی سایت سیستان و بلوچستان 0 1 forouzan99
.طراحی سایت تخت 0 4 sitecup1
طراحی سایت مرزداران 0 4 forouzan99
طراحی سایت آمل 0 4 forouzan99
طراحی سایت سیدخندان 0 8 forouzan99
طراحی سایت سبلان 0 5 forouzan99
طراحی سایت اشتهارد 0 7 forouzan99

آیا می دانید به جای علامت سوال چه عددی باید گذاشت؟






طبقه بندي: متفرقه،
برچسب ها:تست هوش،
امتياز : :: نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0
تعداد بازديد مطلب : 172

[ یکشنبه 25 اسفند 1392 ] [ 18:52 ] [ علیرضا ]

[ نظرات () ]

1

حالیا مصلحت وقت در آن می‌بینم

که کشم رخت به میخانه و خوش بنشینم

جام می گیرم و از اهل ریا دور شوم

یعنی از اهل جهان پاکدلی بگزینم

 جز صراحی و کتابم نبود یار و ندیم

تا حریفان دغا را به جهان کم بینم

 سر به آزادگی از خلق برآرم چون سرو

گر دهد دست که دامن ز جهان درچینم

 بس که در خرقه آلوده زدم لاف صلاح

شرمسار از رخ ساقی و می رنگینم

 سینه تنگ من و بار غم او هیهات

مرد این بار گران نیست دل مسکینم

 من اگر رند خراباتم و گر زاهد شهر

این متاعم که همی‌بینی و کمتر زینم

 بنده آصف عهدم دلم از راه مبر

که اگر دم زنم از چرخ بخواهد کینم

 بر دلم گرد ستم‌هاست خدایا مپسند

که مکدر شود آیینه مهر آیینم

2

به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم

بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم

الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد

مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم

جهان پیر است و بی‌بنیاد از این فرهادکش فریاد

که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم

ز تاب آتش دوری شدم غرق عرق چون گل

بیار ای باد شبگیری نسیمی زان عرق چینم

جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی

که سلطانی عالم را طفیل عشق می‌بینم

اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست

حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم

صباح الخیر زد بلبل کجایی ساقیا برخیز

که غوغا می‌کند در سر خیال خواب دوشینم

شب رحلت هم از بستر روم در قصر حورالعین

اگر در وقت جان دادن تو باشی شمع بالینم

حدیث آرزومندی که در این نامه ثبت افتاد

همانا بی‌غلط باشد که حافظ داد تلقینم






طبقه بندي: ادبی ، هنری،
برچسب ها:حافظ، غزل، غزل حافظ،
امتياز : :: نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0
تعداد بازديد مطلب : 206

[ یکشنبه 25 اسفند 1392 ] [ 17:7 ] [ علیرضا ]

[ نظرات () ]

فارسی

برای دانلود به ادامه مطلب بروید

 





ادامه مطلب ...

برچسب ها:واج شناسی، پاور پوینت واج شناسی،
امتياز : :: نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0
تعداد بازديد مطلب : 247

[ پنجشنبه 22 اسفند 1392 ] [ 10:37 ] [ علیرضا ]

[ نظرات () ]



حادثه آنقدر ناگهانی روی داد که همه چیز در شهر به همان حالت که در اثنای زندگی روزمره بود دست نخورده ماند و امروز دقیقا به همان گونه که دو هزار سال پیش بودند باقی است. گویی زمان منجمد شده است.





ادامه مطلب ...



طبقه بندي: متفرقه،
برچسب ها:مردمی که سنگ شدند، شهر سنگ شده، سنگ، مردم،
امتياز : :: نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0
تعداد بازديد مطلب : 170

[ پنجشنبه 22 اسفند 1392 ] [ 10:12 ] [ علیرضا ]

[ نظرات () ]

پیشنهاد می کنم دانلودش کنید خیلی جالبه.





ادامه مطلب ...



طبقه بندي: متفرقه،
برچسب ها:پاورپوینت جغرافیا، جغرافیا،
امتياز : :: نتيجه : 5 امتياز توسط 5 نفر مجموع امتياز : 30
تعداد بازديد مطلب : 177

[ چهارشنبه 14 اسفند 1392 ] [ 12:17 ] [ علیرضا ]

[ نظرات () ]

1

حالیا مصلحت وقت در آن می‌بینم

که کشم رخت به میخانه و خوش بنشینم

جام می گیرم و از اهل ریا دور شوم

یعنی از اهل جهان پاکدلی بگزینم

 جز صراحی و کتابم نبود یار و ندیم

تا حریفان دغا را به جهان کم بینم

 سر به آزادگی از خلق برآرم چون سرو

گر دهد دست که دامن ز جهان درچینم

 بس که در خرقه آلوده زدم لاف صلاح

شرمسار از رخ ساقی و می رنگینم

 سینه تنگ من و بار غم او هیهات

مرد این بار گران نیست دل مسکینم

 من اگر رند خراباتم و گر زاهد شهر

این متاعم که همی‌بینی و کمتر زینم

 بنده آصف عهدم دلم از راه مبر

که اگر دم زنم از چرخ بخواهد کینم

 بر دلم گرد ستم‌هاست خدایا مپسند

که مکدر شود آیینه مهر آیینم





ادامه مطلب ...



طبقه بندي: ادبی ، هنری،
برچسب ها:حافظ، غزل،
امتياز : :: نتيجه : 5 امتياز توسط 5 نفر مجموع امتياز : 10
تعداد بازديد مطلب : 152

[ چهارشنبه 14 اسفند 1392 ] [ 9:50 ] [ علیرضا ]

[ نظرات () ]

1

نام تو

چارشانه توی چارچوب در.

ایستاده ام به تماشا

از تو نمی شود بیرون شد

در تو نمی شود سکوت کرد.

اگر ادامه راه

اتاق آغوش تو باشد

حتماً از تمام پنجره ها

فریاد می شنوم.





ادامه مطلب ...



طبقه بندي: ادبی ، هنری،
برچسب ها:شهرام، فروغی، مهر،
امتياز : :: نتيجه : 5 امتياز توسط 5 نفر مجموع امتياز : 5
تعداد بازديد مطلب : 187

[ چهارشنبه 14 اسفند 1392 ] [ 9:48 ] [ علیرضا ]

[ نظرات () ]

دعای مردم

یک کشتی گرفتار دریایی توفانی و غرق شد و تنها دوتن از سر نشینان این کشتی که شنا بلد بودند توانستند خود را به یک جزیره خشک کوچکی برسانند.ایندو نفر دو دوست قدیمی بودند. به جزیره که رسیدند فهمیدند راهی برای نجات در این جزیره ندارند. جز این که به درگاه خداوند دعا کنند تا آنان را نجات دهد . برای این که بفهمند دعای چه کسی موثرتر است . جزیره را به دو قسمت تقسیم کردند و هر یک در بخش خود شروع به دعا کردند. مرد اول از خدا غذا خواست .صبح روز بعد ، یک درخت پر از میوه را در کنار خود دید. مرد خوشحال شد و مشغول خوردن میوه ها شد . قلمرو مرد دوم همانطور خشک و لم یزرع باقی ماند و چیزی عایدش نشد. پس از یک هفته ،مرد اول احساس تنهایی می کرد و از خداوند طلب یک همدم کرد. روز بعد کشتی دیگری غرق شد و تنها نجات یافته آن یک زن بود که به طرف جزیره شنا کرد و به مرد اول رسید. در طرف دیگر جزیره ،مرد دوم چیزی نداشت.

چیزی نگذشت بود که مرد اول از خداوند طلب خانه ،لباس و غذای بیشتر کرد . روز بعد ،انگار که سحر و جادویی شده باشد همه چیز هایی که مرد اول خواسته بود برایش فراهم شده بود . با این حال ،مرد دوم هنوز هیچ چیز برایش آماده نشده بود .در نهایت ،مرد اول دعا کرد که یک کشتی به جزیره برسد تا او و همسرش بتوانند جزیره را ترک کنند.

صبح روز بعد یک کشتی در سمتی از جزیره که مربوط به مرد اول بود لنگر انداخت . مرد اول با همسرش سوار کشتی شدند و تصمیم گرفت مرد دوم را تنها در جزیره رها کند....

مرد اول فکر کرد که دوستش شایسته دریافت نعمت های خداوند نیست چون به هیچ یک از دعاهای او پاسخ داده نشده بود.....

وقتی کشتی در حال ترک جزیره بود ، مرد اول صدایی غرش وار از آسمان ها شنید:«چرا دوست خود را در جزیره تنها می گذاری؟» مرد اول جواب داد:«این نعمات برای مناست چون من بودم که برای دریافت آنها دعا کردم. دعاهای دوستم مستجاب نشد  پس سزاوار چیزی نیست.» صدا با حالتی توبیخ گونه به او گفت:« تو اشتباه می کنی! دوست تو تنها یک دعا کرد که من به آن پاسخ دادم.اگر دعای او را مستجاب نمی کردم، تو هیچ یک از این نعمت ها را دریافت نمی کردی.» مرد اول گفت : « به من بگو دوستم چه دعایی کرده بود که من باید همه اینها را مدیون او باشم؟» صدای آسمانی گفت : « او دعا کرد که به همه دعاهای تو پاسخ داده شود .»

همه می دانیم که نعماتی که به ما عطا می شوند تنها نتیجه دعاهای ما نیست ،بلکه عامل اصلی آن دعاهای دیگران در حق ماست. برای دوستان خود ارزش قائل شوید و کسانی که شما را دوست دارند تنها نگذارید.

                                                                                                                     منبع : مجله خانواده سبز

                                                                                                                            سارا پور نعمتی  






طبقه بندي: متفرقه،
برچسب ها:دعای مردم،
امتياز : :: نتيجه : 5 امتياز توسط 5 نفر مجموع امتياز : 5
تعداد بازديد مطلب : 177

[ چهارشنبه 14 اسفند 1392 ] [ 9:40 ] [ علیرضا ]

[ نظرات () ]

پیشینه تاریخی دانشگاه جندی شاپور
حسین نخعی

مقدمات تاسیس دانشگاه جندی شاپور را اردشیر بابکان نخستین شاهنشاه ساسانی در هزار و هفتصد سال پیش فراهم آورده و پس از او فرزندش شاپور رسما آن را افتتاح نموده است.

نوشتهاند اردشیر پس از رسیدگی به امور کشوری و لشکری به کارهای علمی و ترجمه و مقابله کتب میپرداخته است و ساعتها با دانشمندانی که در دربار خود گردآورده بوده، به بحث و گفتوگو مینشسته و معتقد بوده است که قدرت و عظمت ایران زمین، فقط در سایهی دانش و شمشیر امکانپذیر است.

گزنفون نوشته است اردشیر هم در میدان نبرد و هم در مجلس بحث و تحقیق فردی بیمانند و شکستناپذیر بوده است و در دربارش هزاران دانشمند بودهاند که اردشیر با آنها ساعتها بحث مینموده است.





ادامه مطلب ...



طبقه بندي: تاریخی،
برچسب ها:جندی شاپور، پیشینه،
امتياز : :: نتيجه : 5 امتياز توسط 5 نفر مجموع امتياز : 5
تعداد بازديد مطلب : 158

[ چهارشنبه 14 اسفند 1392 ] [ 9:39 ] [ علیرضا ]

[ نظرات () ]

تاریخ و اهمیت آن

تاریخ نگار انگلیسی ج. ه.پلام در کتاب مرگ گذشته  نوشته بود که هرچه بیش تر تاریخ را بشناسیم بیش‌تر هم از چنگ حکومت گذشته و از شر حکومت مردگان براذهان و آگاهی مان خلاص خواهیم شد.ادوارد هالت کارنیز در کتاب تاریخ چیست؟ در توضیح فواید تاریخ نظر دیگری را پیش می کشد: و آن اینکه « نقش ویژه تاریخ نگار نه عشق به گذشته است و نه خلاص کردن خویشتن از بند گذشته،بلکه فهم و احاطه بر گذشته است هم چون کلیدی برای فهم زمان حاضر».حال آیا می توان اطمینان داشت که راه درست را تاریخ به ما نشان می‌دهد؟ البته این بستگی به پیش فرض شما دارد، اگر این نظر را بپذیریم معنای آن این است که با مطالعه تاریخ  می‌توانیم قوانین حاکم بر زندگی انسانها و به طور اخص خودمان را در یابیم و با استفاده ازاین قوانین، بهترین راه حل‌ها را برای مسایل موجود انتخاب کنیم، ولی این تاریخ می‌تواند تاریخ افراد، تاریخ فامیل، تاریخ کشور، تاریخ محل، منطقه، نهادها  و بسیاری موضوعات دیگر ( به وسعت هستی) باشد،برای مثال امروز که در آستانه انتخاب وزرا هستیم، اگر کسی را به وزارت انتخاب کنیم که تاریخچه وزارتخانه تحت امرش را بداند می‌تواند برای حل مشکلاتی که پیش می‌آید راه حل مناسبی را انتخاب کند، و شما مطمئن باشید که چنین مدیری نسبت به کسی که در آن وزارت خانه کار نکرده  در کار خود بسیار موفق‌تر خواهد بود زیرا غالبا اتفاقاتی که در طول زمان در یک حوزه می‌افتد که بسیار مشابه یک دیگر هستند، به این معنا که  کارهای اشتباه قبلی ها را تکرار نکند و کارهای خوب انجام شده  را عمق بیشتری بخشد، نه اینکه در بدو حضورش همه افراد با سابقه و توانمند را اخراج و افراد بی‌تجربه‌ای مانند خودش را بالا بکشد، عاقبت چنین مدیریتی نابودی آن نهاد است.ولی استفاده از تجربیات سابقه‌دارهای آن نهاد و یا مشورت با مدیران قبلی و استفاده از دانش آنان برای پیشبرد اهداف سازمان همان است که به ما اجازه می‌دهد  بگوییم گذشته چراغ راه آینده است.یعنی تجربیات گذشتگاه روغن چراغی می‌شود که راه را بر سالکان امروز روشن می‌کند و انسانی که مسلح به چراغ باشد، کمتر خود و کسانی را که مدیریتشان  را به عهده  گرفته به ورطه نابودی سوق می‌دهد. اما آیا همه ملت‌ها در روزگار ما  از تجربیات گذشته استفاده‌می‌کنند، ظاهرا این گونه نیست زیرا اگر چنین بود، بین کشورها این همه فاصله وجود نداشت.هستند ملتهایی که با وجود انبوهی از تجربیات تاریخی هم چنان بر همان روال گذشته عمل می‌کنند که به قول  برنارد شاو  که به هگل نویسنده کتاب ارزشمند عقل در تاریخ   گفته بود« آنچه که ما از تاریخ می آموزیم این است که انسانها هیچ گاه از تاریخ چیزی نمی‌اموزند » ( رساله تاریخ ،بابک احمدی،ص 15) این ملتها همان کسانی هستند که حاظر نیستند قبول کنند که در برخی مقاطع اشتباه کردةاند که از جمله این ملتها ما ایرانیان هستیم. چرا که اکنون نزدیک به دو صده است، که ما به دنبال یافتن علل عقب ماندگی این سرزمین از قافله تمدن جهانی هستند البته بگذریم، از نظر کسانی که معتقدند ما کاملا پیش‌رفته‌ایم که واقعا  حرف درستی نیست،البته نسبت به گذشته خودمان،شاید ولی نسبت به دیگر ساکنان این دهکده جهانی ، خیر .  زیرا پیشرفت نشانه‌هایی دارد که در جامعه ما کمتر دیده شده، مانند عقلانیت در امور، تولید فراوان، استفاده بهینه از امکانات، خلاقیت به منظور یافتن راههایی برای آباد کردن سرزمین، داشتن دانشگاههایی که مانند قرون اولیه اسلامی از اقصی نقاط جهان برای یادگیری به اینجا بیایند و تولید علم به گونه‌ای که مردم بتوانند آثار آن را در زندگی خود احساس کنند،وجود   قوانینی محکم که شامل همه باشد و امنیتی که کسی نتواند بر آن خدشه‌ای وارد کند،ثباتی که هیچ طوفانی آن را آشفته نکند و ما را نهراساند، ولی متاسفانه،داد فریادها، بحران‌های پی در پی، نگرانیهای همیشگی از فردا همه نشان می دهند که  هنوز به چنین مهمی دست نیافته‌ایم، البته در این باره در طول این دویست سال فراوان سخن  گفته‌ایم و امروز هم می‌گوییم خوشبختانه در این سرزمین سخنران و سخندان کم نداریم ولی در شگفتم که چرا این حرفها تبدیل به تئوری و سپس طرح و اجرا نمی‌شود؟ ایراد از کجاست؟ آیا خارجی‌ها مسئول آن هستند؟ آیا قوانین ما کارآیی لازم را ندارد؟ آیا دانشگاههای ما توان چنین کاری را ندارند؟ آیا برای انجام چنین طرحهایی منابع مالی لازم را نداریم؟ شاید هیچ کدام ، شاید هم همه این عوامل و تعداد بیشماری عوامل دیگر که تنها و تنها با نگاهی علمی و عاقلانه به گذشته قادریم، آنها را شناسایی کنیم که در این میان شاخصه‌های اقتصادی از همه ملموس‌تر هستند و شاید به همین دلیل نیز مباحث اقتصادی سیاسی می‌تواند به ما کمک بیشتری بکند زیرا متکی بر عوامل و متغییر های قابل ارزیابی است. اگر چنین کاری بکنیم آنوقت گذشته چراغ راه آینده است وگر نه تاریخ ابزاری می‌شود برای اینکه ما را به گوشه‌ای از باغ دلگشایی کشانده وبا  زمزمه داستان‌هایی از روزگاری که نمی‌دانیم چه زمانی بود، حال خوشی پیدا کرده،  درد رنج روزگار فعلی خود را فراموش کنیم.در ابنصورت این همان تاریخی می‌شود که برنارد شاو گفت : تاریخی برای نیاموختن. تاریخی به مثابه لالایی‌ برای کودکان بزرگسال و شاید به این نوع تاریخ نگاری بشود گفت تاریخ درمانی. که برای برخی بیماران قابل تجویز است. ولی این مدل درمان فقط و فقط نقش مسکن را دارد، دردهای ما را درمان نمی‌کند، بلکه برای مدتی آن را تسکین می‌دهد.ولی در میان انواع تاریخ نگاری‌ها، تاریخ عقب ماندگی و شناخت علل آن همچون دارویی تلخ است که علی رغم طعم آن بهتر می‌تواند به بهبود بیمار کمک کند. 





ادامه مطلب ...



طبقه بندي: تاریخی،
برچسب ها:اهمیت تاریخ،
امتياز : :: نتيجه : 5 امتياز توسط 5 نفر مجموع امتياز : 5
تعداد بازديد مطلب : 176

[ چهارشنبه 14 اسفند 1392 ] [ 9:36 ] [ علیرضا ]

[ نظرات () ]

.: تعداد کل صفحات 18 :. صفحه شماره صفحه قبل 1 2...14 15 16 17 18 صفحه بعد

خوش آمدید

برای دیدن مطالب بیشتر به صفحه بعد بروید

مجله اينترنتي دانستني ها ، عکس عاشقانه جديد ، اس ام اس هاي عاشقانه
از ما حمايت کنيد
به s-e-you امتياز دهيد